ترجمه "modifier" به فارسی
دگرشگر, شناسان, صراف بهترین ترجمه های "modifier" به فارسی هستند.
modifier
noun
دستور زبان
One who, or that which, modifies. [..]
-
دگرشگر
-
شناسان
-
صراف
noun
-
ترجمه های کمتر
- (دستور زبان) معرف
- (شخص یا ابزار) میانسانگر
- تغییر دهنده
- توصیف کننده
- عوض کننده
- متعادل ساز
- معتدل ساز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " modifier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "modifier" با ترجمه به فارسی
-
گیاهان تراریخته
-
اصلاح کننده مرورگر
-
نشاستههای اصلاحشده
-
مقالات اثرات گیاهان تراریخته
-
ذخيرهسازي با جو اصلاحشده · ذخيرهسازي سي.آ · ذخیرهسازی با جو کنترلشده
-
باكتريهاي اصلاحشده ژنتيكي · باكتريهاي مهندسيشده ژنتيكي · ميكروارگانيسمهاي تغييريافته ژنتيكي · ميكروارگانيسمهاي مهندسي ژنتيكي · میکروارگانیسمهای اصلاحشده ژنتیکی
-
اصلاح محصول
-
تعدیل کردن – اصلاح کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن