ترجمه "mogul" به فارسی

(در پیست اسکی) دست انداز, برف انباشت, دیواره ی برفی لبه ی راه بهترین ترجمه های "mogul" به فارسی هستند.

mogul noun دستور زبان

a rich or powerful person; a magnate [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در پیست اسکی) دست انداز

  • برف انباشت

  • دیواره ی برفی لبه ی راه

  • ترجمه های کمتر

    • مغول (به ویژه شاخه ای از مغولان که در هندوستان حکومت می کردند) M( -2 کوچک) آدم مقتدر
    • نجیب زاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mogul " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mogul proper noun

Alternative spelling of Moghul. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغول

    noun

    I suspect our old Mogul knows something of it too.

    و من خیال میکنم ناخدای مغول ما از این قضیه خبر دارد.

عباراتی شبیه به "mogul" با ترجمه به فارسی

  • مغول بزرگ (عنوان شاهان مغول در هند) G( -2 کوچک) آدم با نفوذ و مهم
اضافه کردن

ترجمه های "mogul" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه