ترجمه "molar" به فارسی

دندان آسیاب, مولی, جونده بهترین ترجمه های "molar" به فارسی هستند.

molar adjective noun دستور زبان

A back tooth having a broad surface used for grinding one's food. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دندان آسیاب

    noun
  • مولی

  • جونده

  • ترجمه های کمتر

    • جسمی
    • (شیمی) وابسته به مول (mole) یا ملکول گرم
    • (فیزیک) وابسته به توده ای از ماده
    • آسیاب کننده
    • آسیابی (رجوع شود به تصویر: teeth)
    • به کار بردنی برای جویدن
    • خرد کننده
    • دندان کرسی
    • دندانهای آسیای بزرگ
    • قادر به جویدن
    • ماده ای
    • وابسته به دندان آسیاب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " molar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "molar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "molar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه