ترجمه "molestation" به فارسی
اذیت, آزار, ازار بهترین ترجمه های "molestation" به فارسی هستند.
molestation
noun
دستور زبان
the act of molesting [..]
-
اذیت
nounI feel bad about molesting his sister all those times, but it's all right!
من از اینکه تمام مدت خواهرش رو اذیت میکردم ناراحتم ، اما خب مهم نیست!
-
آزار
verbWe're not gonna tell him he was molested?
نبايد بهش بگيم آزار جنسي ديده ؟
-
ازار
noun
-
ترجمه های کمتر
- تعرض
- ستوه
- ممانعت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " molestation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "molestation" با ترجمه به فارسی
-
(با حرف یا عمل) دعوت به عمل جنسی کردن · (به ویژه کودک) مورد تجاوز جنسی قرار دادن · آزار دادن · آزردن · اذیت کردن · تحریک کردن · دست درازی کردن · دست یازی شنیع کردن · سربه سر گذاشتن · لخت کردن · متعرض شدن · متلک شنیع گفتن · مزاحم شدن · مزین کردن · معترض شدن · پیشنهاد منافی عفت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن