ترجمه "molt" به فارسی

ریختن, تولک, موریزی بهترین ترجمه های "molt" به فارسی هستند.

molt verb noun دستور زبان

(intransitive) To shed hair, feathers, skin, horns etc. and replace it by a fresh layer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریختن

    verb

    Within a minute, however, Neville had molted

    اما بلافاصله پرهای نویل شروع به ریختن کرد

  • تولک

  • موریزی

  • ترجمه های کمتر

    • پرریزی
    • کریچ
    • (جانوران شاخ دار) شاخ انداختن
    • (جانورانی مانند مار) پوست انداختن
    • (پرندگان) تولک رفتن
    • شاخ ریزی
    • شاخ یا پر یا پوست انداخته شده
    • مو ریختن
    • پر ریختن
    • پوست انداختن
    • پوست اندازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " molt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "molt" با ترجمه به فارسی

  • اكديسترون · اكديستروييدها · اكديسونها · هورمونهای پوستاندازی
  • پوستاندازی · پوستریزی
  • پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
اضافه کردن

ترجمه های "molt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه