ترجمه "monarchism" به فارسی
سلطنت, شاهی, اصول نظام پادشاهی بهترین ترجمه های "monarchism" به فارسی هستند.
monarchism
noun
دستور زبان
Rule by a monarchy [..]
-
سلطنت
nounPerhaps in this case, he was counting the years from the accession date of the monarch.
شاید وی در اینجا زمان را با جلوس پادشاه بر تخت سلطنت حساب کرده است.
-
شاهی
-
اصول نظام پادشاهی
-
ترجمه های کمتر
- سلطنت طلبی
- هواداری از نظام پادشاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monarchism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "monarchism" با ترجمه به فارسی
-
پروانه شهریار
-
خسروانی · سلطنتی (monarchial هم می گویند) · شاهانه · شاهی · وابسته به سلطنت
-
وابسته به حکومت سلطنتی · وابسته به سلطنت
-
پادشاه
-
مگسگیر شهریار
-
سلطنت طلبی · سلطنتی · شاه گرایی (monarchic هم می گویند) · هواداری نظام شاهی · وابسته به سلطنت · وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
-
تبدیل به سلطنت کردن · سلطنت کردن · پادشاهی کردن
-
(جانور شناسی) پروانه ی مونارک (Danaus plexippus که درشت و کوچ گر بوده و بال های زرد با لبه ی سیاه دارد - بومی امریکای شمالی) · (زیست شناسی) تک سالاره · امیر · تک آغازه · تک خاستگاهه · تک سالار · حکمران یگانه ی کشور · خاقان · خدیو · خسرو · سالار · سرآمد · سلطان · شاه · شهریار · فرمانروا · فرمانروای مطلق · مونارک · پادشاه · پروانه شهریار · پیشگام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن