ترجمه "monday" به فارسی
دوشنبه, دوشنبه (مخفف : Mon یا Mo یا M), دوشنبه بهترین ترجمه های "monday" به فارسی هستند.
monday
-
دوشنبه
nounI didn't go to school last Monday.
دوشنبه ی پیش به مدرسه نرفتم.
-
دوشنبه (مخفف : Mon یا Mo یا M)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monday " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Monday
noun
adverb
دستور زبان
The first day of the week in systems using the ISO 8601 norm and second day of the week in many religious traditions. It follows Sunday and precedes Tuesday. [..]
-
دوشنبه
nounday of the week [..]
I didn't go to school last Monday.
دوشنبه ی پیش به مدرسه نرفتم.
-
کمال
noun proper -
dwshnbh
noun
-
ترجمه های کمتر
- دوشنب
- Do-Shanbeh دوشنبه
عباراتی شبیه به "monday" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) کسی که بعد از پایان کار از نحوه ی انجام آن خرده گیری می کند · کسی که در کنار می نشیند و انتقاد می کند (به ویژه وقتی کاراز کار گذشته است)
-
دوشنبه ها · هر دوشنبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن