ترجمه "monetary" به فارسی

پولی, مالی, وابسته به پول بهترین ترجمه های "monetary" به فارسی هستند.

monetary adjective دستور زبان

Of, pertaining to, or consisting of money. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پولی

    adjective

    Here you can select how a negative sign will be positioned. This only affects monetary values

    اینجا می‌توانید چگونگی قرار گرفتن علامت منفی را انتخاب کنید. این فقط بر مقادیر پولی تأثیر دارد

  • مالی

    adjective
  • وابسته به پول

  • ترجمه های کمتر

    • وابسته به پول در گردش و موسسات پولی
    • پولي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " monetary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Monetary
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پولی

    For me, art is not about objects of high monetary exchange.

    برای من، هنر ربطی به ارزش پولی زیاد ندارد.

عباراتی شبیه به "monetary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "monetary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه