ترجمه "money" به فارسی

پول, ثروت, پیسه بهترین ترجمه های "money" به فارسی هستند.

money noun دستور زبان

A legally or socially binding conceptual contract of entitlement to wealth, void of intrinsic value, payable for all debts and taxes, and regulated in supply. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پول

    noun

    means of exchange and measure of value [..]

    If you will lend me the money, I shall be much obliged to you.

    اگر به من پول قرض بدهی،من بیشتر نسبت به تو وفادار خواهم شد.

  • ثروت

    noun

    Certainly he never came by all that money honestly in these hard times.

    تردیدی نبود که در چنین روزهای سختی، ثروت اندوزی از راه شرافتمندانه، امکان پذیر نیست.

  • پیسه

    adjective noun

    means of exchange and measure of value

  • ترجمه های کمتر

    • سکه
    • دارایی
    • وجوه
    • لوپ
    • مایملک
    • pul
    • اغنیا
    • شهروا
    • مسکوک
    • پولداران
    • (جمع) مبالغ پول
    • اسکناس (paper money یا bill هم می گویند)
    • ثروتمندان
    • رجوع شود به money of account
    • سکه (پول طلا یا نقره یا مس یا نیکل و غیره) (hard money هم می گویند)
    • هر چیزی که به جای پول به کار رود (مانند چک و اوراق بهادار)
    • پول برده شده (به عنوان جایزه) (prize money هم می گویند)
    • پول کاغذی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " money " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Money
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پول

    noun

    Money enables you to buy anything.

    پول شما را قادر می سازد تا هر چیزی را بخرید.

تصاویر با "money"

عباراتی شبیه به "money" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "money" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه