ترجمه "moneymaker" به فارسی
پولساز, سودآور, پرمنفعت بهترین ترجمه های "moneymaker" به فارسی هستند.
moneymaker
noun
دستور زبان
Someone or something that earns or makes money; something that is lucrative. [..]
-
پولساز
Mr. Weyland, I know that the network isn't your prime moneymaker.
آقاي " ويلند " ؛ ميدونم که شبکه. منبع پولساز اوليه ي شما نيست
-
سودآور
-
پرمنفعت
-
ترجمه های کمتر
- آدمی که در کسب پول مهارت دارد
- کاری که پردرآمد است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moneymaker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "moneymaker" با ترجمه به فارسی
-
جالب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن