ترجمه "mongolian" به فارسی

مغولی, مغول, (مهجور) مونگول (گونه ای عقب ماندگی فکری) بهترین ترجمه های "mongolian" به فارسی هستند.

mongolian
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغولی

    noun

    striding forward with expressionless Mongolian face and enormous boots, a submachine gun pointed from his hip.

    که با چهره بیحالت و مغولی و پوتینهای غولآسا با یک پا به جلو جستزده و بر ماشهی مسلسلی انگشت گذاشته بود.

  • مغول

  • (مهجور) مونگول (گونه ای عقب ماندگی فکری)

  • ترجمه های کمتر

    • زبان خلخا(Khalkha) که زبان رسمی کشور مغولستان است
    • زبان مغولی (شاخه ای از زبان های آلتایک Altaic)
    • وابسته به مغولستان و مردم و زبان و فرهنگ آن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mongolian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mongolian adjective noun دستور زبان

Of or relating to Mongolia or its peoples, languages, or cultures = Mongol. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغولی

    noun adjective

    language of Mongolia [..]

    striding forward with expressionless Mongolian face and enormous boots, a submachine gun pointed from his hip.

    که با چهره بیحالت و مغولی و پوتینهای غولآسا با یک پا به جلو جستزده و بر ماشهی مسلسلی انگشت گذاشته بود.

  • مغولى

  • مغول

    native or inhabitant of Mongolia

عباراتی شبیه به "mongolian" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mongolian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه