ترجمه "mongrel" به فارسی

دورگه, دوتخمه, بی اصل و نسب بهترین ترجمه های "mongrel" به فارسی هستند.

mongrel noun دستور زبان

Someone of mixed kind or uncertain origin, especially a dog. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دورگه

    noun

    Made her into a deceitful mongrel, like you!

    اون رو به یک دورگه ی متقلب مثل خودت تبدیل کردی.

  • دوتخمه

  • بی اصل و نسب

  • ترجمه های کمتر

    • پیوندی
    • (معمولا با تداعی منفی) از نژادیا تبار یا اصل یا خصوصیات ناسره
    • (گیاه یا جانور) دورگه
    • آمیخته تبار
    • سگ دورگه
    • غیر اصیل
    • هرچیزی که از آمیختن سرسری دو چیز به دست آید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mongrel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mongrel"

عباراتی شبیه به "mongrel" با ترجمه به فارسی

  • (تداعی منفی) نژاد آمیزی کردن · آمیختن نژاد (یا گونه یا جنس و غیره) · غیر اصیل کردن
  • ارقام دورگه · دورگهها · هیبریدها
اضافه کردن

ترجمه های "mongrel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه