ترجمه "mono-" به فارسی
تنها [monocracy], تک, دارای ضخامت برابر با یک ملکول [monolayer] بهترین ترجمه های "mono-" به فارسی هستند.
mono-
Prefix
one
-
تنها [monocracy]
-
تک
adjective nounin a period which is dominated by a mono-polar world,
در یک دنیای تک قطبی،
-
دارای ضخامت برابر با یک ملکول [monolayer]
-
ترجمه های کمتر
- دارای یک اتم یا یک گروه شیمیایی [monohydric]
- مجرد
- یک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mono- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mono-" با ترجمه به فارسی
-
یگانه - تکی - مخفف : mononucleosis -2 monophonic -1
-
مونو و دیگلیسریدها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن