ترجمه "monolith" به فارسی
يكپارچه, یکپارچه, عظیم بهترین ترجمه های "monolith" به فارسی هستند.
monolith
noun
دستور زبان
A large single block of stone, used in architecture and sculpture. [..]
-
يكپارچه
-
یکپارچه
These five stones were extracted from the monolith centuries ago.
این پنج سنگ از قرن یکپارچه لوی استخراج شد.
-
عظیم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- محکم
- (مجازی) تک سنگ مانند
- (معماری یا مجسمه سازی) تک سنگ
- هر چیز که از یک قطعه سنگ درست شده باشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monolith " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "monolith" با ترجمه به فارسی
-
یک پارچه
-
هسته یکپارچه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن