ترجمه "monometallic" به فارسی
مبنی بر یک فلز ترجمه "monometallic" به فارسی است.
monometallic
adjective
دستور زبان
Consisting of a single metal [..]
-
مبنی بر یک فلز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monometallic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "monometallic" با ترجمه به فارسی
-
تک فلزی · مصرف کننده ی یک فلز واحد · وابسته به یا بر مبنای تک فلزی یا تک فلزگرایی · وابسته به یک فلز
-
(اصول نظام پولی تک فلزی) تک فلز گرایی · (به کار بردن فقط یک فلز مثلا طلا به عنوان معیار پولی) تک فلزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن