ترجمه "monopolize" به فارسی

انحصار(ی) کردن, به خود اختصاص دادن, به دیگران مجال ندادن بهترین ترجمه های "monopolize" به فارسی هستند.

monopolize verb دستور زبان

(transitive) To have a monopoly on something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انحصار(ی) کردن

  • به خود اختصاص دادن

  • به دیگران مجال ندادن

  • ترجمه های کمتر

    • دربست گری کردن
    • دربستی کردن
    • قبضه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " monopolize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "monopolize" با ترجمه به فارسی

  • (فیزیک) تک قطبی (نام کامل آن : magnetic monopole)
  • تک قطبی مغناطیسی · رجوع شود به monopole
  • انحصار طلبی · بخود انحصار دهی · گرفتن امتیاز انحصاری چیزی
اضافه کردن

ترجمه های "monopolize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه