ترجمه "moorings" به فارسی

جای مهارکردن کشتی, خطام, طناب کشتی بهترین ترجمه های "moorings" به فارسی هستند.

moorings noun

Plural form of mooring. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جای مهارکردن کشتی

  • خطام

  • طناب کشتی

  • ترجمه های کمتر

    • لنگرگاه
    • مهار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moorings " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "moorings" با ترجمه به فارسی

  • (با سیم یا زنجیر و غیره) بستن · (کشتی) به اسکله بستن · به بویه ی مهار (mooring buoy) بستن · درجا ثابت نگه داشتن · دشت · رجوع شود به heath · زمین بایر · شکارگاه · عرب شمال افریقا (مسلمان و از تبار عرب و بربر) · لنگر انداختن · مسلمان اسپانیا (از اعراب شمال افریقا که در سده ی هشتم میلادی اسپانیا رامورد تهاجم قرار دادند و در قرن پانزدهم از آنجا رانده شدند) · مهار کردن · نخجیرگاه · پهلوگرفتن · کران نشین کردن
  • دمی مور
  • خلنگزار · خلنگسارها · زمینهای مردابی
  • مایکل مور
  • هنری مور
  • (جمع) جایگاه مهار کشتی · (مجازی - معمولا جمع) وابستگی های فکری و عاطفی · (کشتی) مهارسازی · اسباب مهار · بست افزار · بستن به اسکله · طناب و زنجیر و غیره که با آن کشتی به اسکله بسته می شود · لنگراندازی · مهارگان · مهارگاه · موقعیت
  • دوان
  • (با سیم یا زنجیر و غیره) بستن · (کشتی) به اسکله بستن · به بویه ی مهار (mooring buoy) بستن · درجا ثابت نگه داشتن · دشت · رجوع شود به heath · زمین بایر · شکارگاه · عرب شمال افریقا (مسلمان و از تبار عرب و بربر) · لنگر انداختن · مسلمان اسپانیا (از اعراب شمال افریقا که در سده ی هشتم میلادی اسپانیا رامورد تهاجم قرار دادند و در قرن پانزدهم از آنجا رانده شدند) · مهار کردن · نخجیرگاه · پهلوگرفتن · کران نشین کردن
اضافه کردن

ترجمه های "moorings" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه