ترجمه "moped" به فارسی

موتورگازی, دوچرخه ی موتوری, موتور گازي بهترین ترجمه های "moped" به فارسی هستند.

moped adjective verb noun دستور زبان

Simple past tense and past participle of mope. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موتورگازی

    two-wheeled vehicle

    I started racing with mopeds and, later, with motorcycles.

    از آن پس، در مسابقات موتورگازی و بعدها در مسابقات موتورسیکلتهای بزرگ شرکت میکردم.

  • دوچرخه ی موتوری

  • موتور گازي

    Motorized two-wheeled vehicle with limited engine power and limited speed

    Some kids stole a moped.

    چندتا بچه يه موتور گازي رو دزديدن

  • موتور گازی

    small motorcycle-like motor road vehicle

    Did you rent mopeds?

    موتور گازی هم اجاره کردید ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moped " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "moped"

عباراتی شبیه به "moped" با ترجمه به فارسی

  • (از سرنوشت خود) نالیدن · (با: away) در حزن و اندوه به سر بردن · (جمع) روحیه ی بد · آدم خودخور · آدم غصه خور · آدم همیشه نالان · آیه نحس خواندن · افسرده بودن · بد روحیه بودن · بی حوصلگی · بی دل و دماغی · خودخوری کردن · دل و دماغ نداشتن · غصه خوردن · محزون بودن
  • افسرده بودن · زانوی غم بغل گرفتن · پرسه زدن
اضافه کردن

ترجمه های "moped" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه