ترجمه "moribund" به فارسی

ناپویا, راکد, مردنی بهترین ترجمه های "moribund" به فارسی هستند.

moribund adjective noun دستور زبان

Approaching death; about to die; expiring [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپویا

  • راکد

    adjective
  • مردنی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • خفته
    • پایانی
    • از کار افتاده
    • بی نا
    • در حال احتضار
    • روبه مرگ
    • محکوم به زوال
    • نزدیک به مرگ
    • نزدیک به پایان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moribund " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "moribund" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه