ترجمه "morphology" به فارسی
صرف, واژهشناسی, ریختشناسی بهترین ترجمه های "morphology" به فارسی هستند.
morphology
noun
دستور زبان
(uncountable) A scientific study of form and structure, usually without regard to function. Especially: [..]
-
صرف
nounlinguistic study of the form and structure
-
واژهشناسی
-
ریختشناسی
biology: the structure and form of organisms
Well, a different approach has been to look at morphology in humans
خب، یک رویکرد متفاوت برای کاوش در ریختشناسی بشر
-
ترجمه های کمتر
- تکواژشناسی
- (زبان شناسی) ساخت شناسی واژگانی
- (زیست شناسی) ریخت شناسی
- ساخت شناسی
- ساختار شناسی
- سازه شناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morphology " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "morphology" با ترجمه به فارسی
-
پیش امد
-
ريختشناسي گياهي · ریختشناسی گیاهی
-
ريزساختار (ريختشناسي)
-
ريختشناسي قارچها · ریختشناسی قارچی · سختينهها · مورفولوژي قارچي · هاگدانها
-
اشتقاق
-
ریختشناسی ریاضیاتی
-
ريختشناسي خاك · مشخصههای ریختشناختی خاک
-
مورفولوژی رودخانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن