ترجمه "mortally" به فارسی

زیاد, سخت, بطور کشنده بهترین ترجمه های "mortally" به فارسی هستند.

mortally adverb دستور زبان

In a mortal manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیاد

    adjective verb

    The bullet had come out near his spine, without, in their judgement, hurting him mortally.

    گلوله از کنار ستون فقرات او بیرون زد و زیاد کاری نبودالبتهبه عقیده او .

  • سخت

    adjective

    but she was mortally affronted by his marriage

    ولی بدبختانه از ازدواج پدرم سخت ناراحت شد،

  • بطور کشنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mortally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mortally" با ترجمه به فارسی

  • مورتال کامبت
  • (مهجور) مرگ · آدمیزادگان · انسان ها · بشر · بشریت · شمار یا میزان شکست ها و ناکامی ها · فناپذیری · مرگ و میر · مرگ ومیر · مرگ پذیری · میرایی · میرندگی · میزان (یا درصد) مرگ و میر (death rate هم می گویند) · نرخ مرگ
  • مرگ و مير رويان
  • جدول مرگ و میر · نمودار تلفات
  • گناه کبیره
  • مرگ و مير پيرازايماني
  • مرگ و مير روياني
  • افت تحصیلی
اضافه کردن

ترجمه های "mortally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه