ترجمه "mossy" به فارسی

خزه گرفته, باتلاقی, خزه ای بهترین ترجمه های "mossy" به فارسی هستند.

mossy adjective دستور زبان

Covered in or overgrown with moss. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خزه گرفته

    adjective

    A lover finds his mistress asleep on a mossy bank;

    عاشقی را در نظر بگیرید که متوجه میشود معشوقهاش در ساحل خزه گرفته یک رودخانه خوابیده.

  • باتلاقی

    adjective
  • خزه ای

  • ترجمه های کمتر

    • خزه سان
    • خزه مانند
    • پر خزه
    • پوشیده از خزه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mossy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mossy" با ترجمه به فارسی

  • شباهت خزه · پوشیدگی از خزه
اضافه کردن

ترجمه های "mossy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه