ترجمه "mostly" به فارسی

بیشتر, عمدتا, معمولا بهترین ترجمه های "mostly" به فارسی هستند.

mostly adverb دستور زبان

(focus) Mainly or chiefly; for the most part; usually, generally, on the whole. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیشتر

    adverb

    What he did mostly for these Sicilian type people was to take things and bring things.

    کاری که او برای سیسیلیها میکرد، بیشتر رد و بدل کردن جنس بود.

  • عمدتا

    which we now know is mostly caused by human papillomavirus.

    که اکنون ما می دانیم که عمدتا توسط ویروس پاپیلومای انسانی ایجاد می شود.

  • معمولا

    adverb

    OK, well, the whole point of a fire sale is that it's mostly done by remote, right?

    باشه ، خب يه حراج معمولا از راه دور انجام مي شه ؛

  • ترجمه های کمتر

    • در اکثر موارد
    • در بیشتر حالات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mostly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mostly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mostly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه