ترجمه "motionless" به فارسی
بی جنبش, بی حرکت بهترین ترجمه های "motionless" به فارسی هستند.
motionless
adjective
دستور زبان
At rest, stationary, immobile, not moving. [..]
-
بی جنبش
The three men sat in their corner almost motionless, never speaking.
آن سه نفر، تقریباً بی جنبش و زبان فروبسته، به کنجی نشسته بودند.
-
بی حرکت
Then she stood motionless, bucket in hand, the open door before her.
سپس بی حرکت ماند. سطل به دست، در کوچه جلو رویش باز.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motionless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن