ترجمه "mottled" به فارسی

ابره ای, خال خال, خال خالی بهترین ترجمه های "mottled" به فارسی هستند.

mottled adjective verb دستور زبان

Colored in patches; spotted [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابره ای

  • خال خال

    Bronzing bracken and mottled bramble gleamed in the light of the sinking sun.

    سرخسهای سوخته از آفتاب و بوتههای خال خال تمشک در نور خورشید غروب میدرخشیدند.

  • خال خالی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • رنگارنگ
    • لکه لکه
    • موجی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mottled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mottled" با ترجمه به فارسی

  • مرغ باران لکهدار
  • سوبموویروس پیسک زرد برنج · ويروس پيسك زرد برنج
  • رامك خالدار
  • دارشکنک لکهدار
  • سوبموویروس پیسک زرد برنج · ويروس پيسك زرد برنج
  • (به ویژه مرمر) نقش چند رنگی و رگه دار · راه راه های چند رنگی · لکه لکه یا راه راه کردن · لکه ی رنگی · چند رنگه کردن
  • بروموويروس موزاييك علف پشمکی · بروموويروس پيسك سبزرد لوبيای چشمبلبلي · بروموویروسها
اضافه کردن

ترجمه های "mottled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه