ترجمه "mountain" به فارسی

کوهستان, کوه, کوهستانی بهترین ترجمه های "mountain" به فارسی هستند.

mountain noun دستور زبان

A large mass of earth and rock, rising above the common level of the earth or adjacent land, usually given by geographers as above 1000 feet in height (or 304.8 metres), though such masses may still be described as hills in comparison with larger mountains. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوهستان

    noun

    large mass of earth and rock [..]

    Mulrooney had completed his circuit of the mountain and established this beyond a doubt.

    مالرونی کوهستان را کام لا دور زد و دیگر شکی برایش باقی نمیماند.

  • کوه

    noun

    large mass of earth and rock [..]

    The two mountains are of equal height.

    دو کوه از بلندای یکسانی برخوردار هستند.

  • کوهستانی

    noun

    Also we were able to laugh at the little mountain guns which they fired up at us.

    همین طور توپهای کوهستانی کوچک آنها هم مؤثر واقع نمیشد.

  • ترجمه های کمتر

    • kuh
    • کوهی
    • جبل
    • عظیم
    • توده
    • فراوان
    • سیلاب
    • زیاد
    • دودکش
    • تنومند
    • فراوانی
    • دسته
    • توده کاه
    • توده ی بزرگ (از هر چیز)
    • سیل کلمات
    • وابسته به کوه
    • کوه مانند
    • کوه پیکر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mountain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mountain proper

A village in North Dakota. [..]

+ اضافه کردن

"Mountain" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mountain در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "mountain"

عباراتی شبیه به "mountain" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mountain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه