ترجمه "move" به فارسی
جنبش, جنبیدن, حرکت کردن بهترین ترجمه های "move" به فارسی هستند.
The act of moving; a movement. [..]
-
جنبش
nounthe act of moving; a movement
The scenery about her seemed to be slowly moving.
در اطرافش همهچیز با جنبش کندی متزلزل میشد.
-
جنبیدن
verbto act; to take action
The moment they disappeared, the tree began to move again.
همین که وارد شکاف شدند درخت بید جنبیدن را از سر گرفت.
-
حرکت کردن
verbto change place or posture; to go [..]
To move an inch further was a pain and weariness to will and limb.
حرکت کردن حتی به مقداری نـاچیز، تـوأم بـا رنج و موجب فرسودگی اراده و دست و پا بود.
-
ترجمه های کمتر
- کوچیدن
- حرکت
- جابجایی
- انتقال
- جنب
- عمل
- واداشتن
- برانگیختن
- بشولیدن
- مخیدن
- ریدن
- جنباندن
- (با افراد طبقه ی بخصوصی) معاشرت کردن 1
- (با: on) راهی شدن
- (در پارلمان یا هر جا که بحث و مشاوره و سپس رای گیری می شود) پیشنهاد کردن
- (شطرنج و غیره) مهره را حرکت دادن
- (شکم) کارکردن 2
- (کار یا رویداد و غیره) پیشرفت کردن
- (کالا و غیره) به فروش رفتن 0
- آغاز به عمل کردن
- اسباب کشی
- اقدام 4
- اقدام به عمل آوردن
- به ... آوردن
- به جلو راندن
- به صرافت افتادن یا انداختن
- تحریک کردن
- تغییر مکان
- تغییر مکان دادن
- جلو رفتن
- حركت كردن
- حرکت دادن یا کردن
- راه افتادن
- رجوع شود به movement 3
- منتقل کردن یا شدن
- موجب احساس حزن (یا ترحم یا خشم یا تحسین و غیره) شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " move " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Move" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Move در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
"MOVE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MOVE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "move"
عباراتی شبیه به "move" با ترجمه به فارسی
-
حرکات بسکتبال
-
لوییس لوری
-
حرکت به عقب
-
Move
-
خود جنبا · قادر به حرکت خودبخود
-
میانگین متحرک
-
مدل میانگین متحرک
-
قصر متحرک هاول