ترجمه "mu" به فارسی

مو, (دوازدهمین حرف الفبای یونانی) مو, ميو بهترین ترجمه های "mu" به فارسی هستند.

mu noun interjection دستور زبان

(uncountable) the name for the 12th letter of the Modern Greek alphabet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مو

    noun pronoun

    Greek letter

    general, we can't let oh yi and mu gol die like this!

    جنرال, ما نمي تونيم به اوه يي و مو گل اجازه بديم اينطوري بميرند!

  • (دوازدهمین حرف الفبای یونانی) مو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mu noun proper دستور زبان

A hypothetical continent that allegedly existed in the Atlantic or Pacific Ocean. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ميو

  • الوریتس مونتانا

MU abbreviation

North Maluku, a province of Indonesia.

+ اضافه کردن

"MU" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MU در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "mu" با ترجمه به فارسی

  • mus
    آپودموس · موزه · موس · موسیقی · موسیقی دان · موش · موشها · وابسته به موسیقی
  • ميو (درخت)
اضافه کردن

ترجمه های "mu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه