ترجمه "muckle" به فارسی
توده, دودکش, سیلاب بهترین ترجمه های "muckle" به فارسی هستند.
muckle
adjective
verb
noun
دستور زبان
(archaic and Northumbrian and Scottish) large, massive; much [..]
-
توده
noun -
دودکش
noun -
سیلاب
noun
-
ترجمه های کمتر
- کوهستان
- کوهستانی
- کوه
- فراوانی
- اضافات
- انبوه
- فراوان
- دسته
- زیاد
- توده کاه
- رجوع شود به mickle
- سیل کلمات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muckle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن