ترجمه "mucous" به فارسی
مخاطی, بلغمی, لعابی بهترین ترجمه های "mucous" به فارسی هستند.
mucous
adjective
دستور زبان
Pertaining to mucus [..]
-
مخاطی
adjectiveThe mucous twins go with.
دوقلوهای مخاطی هم باهاش میرن
-
بلغمی
-
لعابی
-
ترجمه های کمتر
- خلط مانند
- لعاب مانند
- مخاط مانند
- وابسته به مخاط
- پوشیده از مخاط (یا لعاب)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mucous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mucous" با ترجمه به فارسی
-
(کالبد شناسی) شامه ی مخاطی · بچ · غشا مخاطی · غشاء مخاطی · غشای مخاطی · پرده مخاطي
-
ماده لزج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن