ترجمه "mud" به فارسی

گل, لجن, لای بهترین ترجمه های "mud" به فارسی هستند.

mud verb noun دستور زبان

A dirty mixture of water and soil. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گل

    noun

    mixture of soil and water [..]

    I've spent half the day brushing the mud out of his dinner jacket.

    نصف روز رو صرف تميز کردنِ گل از لباس شامش کردم.

  • لجن

    noun

    Its mud is famed for its healing properties.

    . لجن اونجا بخاطر خواص شفابخشش شهرت داره .

  • لای

    The cobwebs, the mud, the moss and lichen floated away.

    تار عنکبوتها، گل و لای، خزه و گل سنگ در آب شسته شدند.

  • ترجمه های کمتر

    • گلی
    • چفته
    • gel
    • لوش
    • گلین
    • تهمت
    • (مجازی) تهمت زدن به
    • هتک آبرو
    • چفته بستن به
    • گل آب شيرين
    • گل مالی کردن
    • گل و لای
    • گل پاشیدن به
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

MUD noun دستور زبان

Acronym of [i]multi-user dungeon[/i]: an interactive online environment in which players may jointly engage in fantasy role-playing games.

+ اضافه کردن

"MUD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MUD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "mud"

عباراتی شبیه به "mud" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) لاک پشت گل زی (جنس Kinosternon - بومی امریکای شمالی و مرکزی)
  • (جانورشناسی) سمندر گل دوست (جنس Necturus و تیره ی Proteidae که روزها در گل ته جوی ها پنهان می شود - بومی امریکای شمالی)
  • زمین صاف گلی که هنگام برکشند زیر آب می رود
  • گلفشان
  • باتلاقی · خزه گرفته
  • فراوردههاي جانبي شكر · فراوردههاي فرعي نیشکر · فراوردههاي فرعي چغندر قند · فراوردههای فرعی شکر
  • (عامیانه) آدم قدیمی مسلک · امل · کهنه پرست
  • (جانورشناسی) گل مار (Farancia abacura - به رنگ آبی تیره و بی زهر و بومی جنوب خاوری ایالات متحده)
اضافه کردن

ترجمه های "mud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه