ترجمه "multi-tasking" به فارسی

(کامپیوتر) عملکرد چند تکلیفی, چند کار انجامی بهترین ترجمه های "multi-tasking" به فارسی هستند.

multi-tasking noun دستور زبان

The act of undertaking more than one task at one time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کامپیوتر) عملکرد چند تکلیفی

  • چند کار انجامی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " multi-tasking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "multi-tasking" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "multi-tasking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه