ترجمه "multicolored" به فارسی

رنگارنگ, ابلق, قلمکار بهترین ترجمه های "multicolored" به فارسی هستند.

multicolored adjective دستور زبان

Having multiple colors / colours. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگارنگ

    adjective

    a great multicolored swath of vibrating ribbons joined ship and shore.

    ردیف بزرگ و رنگارنگ روبانهای مواج کشتی و ساحل را به هم میپیوست.

  • ابلق

    adjective
  • قلمکار

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " multicolored " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "multicolored" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "multicolored" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه