ترجمه "multiplexing" به فارسی
تسهیم, همتافتن بهترین ترجمه های "multiplexing" به فارسی هستند.
multiplexing
verb
noun
دستور زبان
Present participle of multiplex. [..]
-
تسهیم
-
همتافتن
process
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " multiplexing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "multiplexing" با ترجمه به فارسی
-
آرتروگریپوزیس
-
تسهیمسازی با تقسیم فرکانس
-
مالتی پلکس کردن بر پایه تفکیک طول موج
-
تسهیمکننده
-
تسهیم شده
-
(الکترونیک) مولتی پلکس · (سینمای مرکب از چند سالن که در هر یک فیلمی نشان داده می شود) سینمای چند تالاری · با مولتی پلکس سخن پراکنی کردن · تسهیم · تسهیم کننده · متعدد · مجموعه سینمایی · مرکب · چند عضوی · چندبخشی · چندتایی · چندگانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن