ترجمه "multiply" به فارسی

تکثیر کردن, افزودن, تاییدن بهترین ترجمه های "multiply" به فارسی هستند.

multiply verb noun adverb دستور زبان

(transitive) To increase the amount, degree or number of (something). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکثیر کردن

    verb

    Heavenly Father has charged and blessed us to be fruitful, to multiply, and to subdue the earth that we might become like Him.

    پدر بهشتی ما را مسئول و متبرّک نموده، که بارور شده، تکثیر کرده، و بر دنیا فرمانروائی کنیم تا مانند او شویم.

  • افزودن

    verb
  • تاییدن

  • ترجمه های کمتر

    • پروردن
    • افزوده شدن
    • بس شماری کردن
    • به طور چندگانه
    • تولید مثل کردن
    • تکثیر یافتن
    • زاد و ولدکردن
    • ضرب کردن
    • چند تایی کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " multiply " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "multiply" با ترجمه به فارسی

  • (اقتصاد) ضریب فزاینده · (ریاضی) بس شمر · (فیزیک) دستگاه تشدید کردن یا تکثیر کردن · بس شمارگر · تاینده · تایگر · تقویت کننده · زورمند ساز · ضریب افزایش · ضریب فزونی · فزونگر · مضروب فیه
  • قابل ضرب (multiplicable هم می گویند)
  • ضریب افزایش اشتغال
  • ضریب فزاینده تجارت خارجی
  • ضریب اضافهکاری
  • تکثیر
  • (فیزیک - دستگاهی که شدت جریان الکترونی را زیاد می کند) الکترون افزا
  • اقتصاد كينزي · تئوریهای اقتصادی · دكترينهاي اقتصادي · ضرايب افزايش · قوانين اقتصادي · مكتبهاي اقتصادي · نظريه ارزش · نظريه تعادل · نظريه توسعه · نظريههاي مكانيابي · نظریه اجاره · نظریه رشد · نظریههای اقتصادی
اضافه کردن

ترجمه های "multiply" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه