ترجمه "munificent" به فارسی
بخشنده, صاحب کرم, سخاوتمند بهترین ترجمه های "munificent" به فارسی هستند.
munificent
adjective
دستور زبان
Very liberal in giving or bestowing; lavish; as a munificent benefactor. [..]
-
بخشنده
-
صاحب کرم
adjective -
سخاوتمند
Again: Tellson's was a munificent house
علاوه بر این، تل سن موسسهای سخاوتمند بود
-
ترجمه های کمتر
- سخاوتمندانه
- کریم
- بی دریغ
- پر کرم
- گشاده دست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " munificent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "munificent" با ترجمه به فارسی
-
بخشش · بخشندگی · بذل · بزرگواری · بلند همتی · دهش · سخاوت · علو طبع · کرامت
-
از روی بخشندگی · سخاوتمندانه · کریملنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن