ترجمه "musa" به فارسی
موسا, موسا (سرده), موسا كورنيكولاتا بهترین ترجمه های "musa" به فارسی هستند.
musa
taxonomic terms (plants)
-
موسا
-
موسا (سرده)
taxonomic terms (plants)
-
موسا كورنيكولاتا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " musa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Musa
proper
noun
A male given name, the Arabic form of Moses. [..]
-
موسی
proper masculinemale given name
Wadi Musa village was our first peasant recruit.
وادی موسی دهکدهای بود که میبایستی اول آنجا را آزاد میکردیم.
-
موسا
-
جنس موز
عباراتی شبیه به "musa" با ترجمه به فارسی
-
موسا ساپيانتوم · موسا سينانسيس · موسا كاوانديشياي · موسا پاراديسياكا ساپيانتوم · موسا پارادیسیاکا
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
موسا پاراديسياكا ساپيانتوم
-
موسا تکستیلیس
-
موسا ساپيانتوم · موسا سينانسيس · موسا كاوانديشياي · موسا پاراديسياكا ساپيانتوم · موسا پارادیسیاکا
-
موسا (موزها)
-
جبل موسی (نام کوه های شمال کشور مراکش و مقابل جبل الطارق)
-
موسا انسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن