ترجمه "muscled" به فارسی

عضلانی, ماهیچه دار بهترین ترجمه های "muscled" به فارسی هستند.

muscled adjective verb

Bearing muscles or muscle tissue. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عضلانی

    Ridges of muscle on his stomach rose under his skin like divisions on a slab of chocolate.

    در زیر پوستش خطوط عضلانی شکمش، چون خطهای روی یک تخته شکلات، برجسته شده بودند.

  • ماهیچه دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muscled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "muscled" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "muscled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه