ترجمه "mustache" به فارسی
سبیل, بروت, سبيل بهترین ترجمه های "mustache" به فارسی هستند.
mustache
noun
دستور زبان
(a) mustache [..]
-
سبیل
nounSo from that day forward, my life has become about a mustache.
بنابراین از اون روز به بعد، زندگی من حول سبیل چرخید.
-
بروت
nounA growth of facial hair between the nose and the upper lip.
-
سبيل
The mustaches were part of the general's plan to uncover enemy infiltrators.
سبيل ها يه بخش از نقشه ژنرال بودن تا نفوذي ها رو پيدا کنن.
-
ترجمه های کمتر
- شارب
- (در برخی جانوران) موی دور دهان هم (moustache می نویسند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mustache " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mustache"
عباراتی شبیه به "mustache" با ترجمه به فارسی
-
سبیل فومانچو (سبیل آویزان که معمولا تا چانه می رسد)
-
بروت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن