ترجمه "mutualize" به فارسی
(کارمندان یا مشتریان را دارای اکثریت سهام کردن) هموندکردن, تعاونی کردن, دوسویه کردن یا شدن بهترین ترجمه های "mutualize" به فارسی هستند.
mutualize
verb
دستور زبان
To make, or to become mutual [..]
-
(کارمندان یا مشتریان را دارای اکثریت سهام کردن) هموندکردن
-
تعاونی کردن
-
دوسویه کردن یا شدن
-
ترجمه های کمتر
- متقابل شدن یا کردن
- همیار کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mutualize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mutualize" با ترجمه به فارسی
-
(بانک پس انداز که سرمایه ندارد و مشتریان در سود و زیان آن شریکند) صندوق پس انداز تعاونی
-
كومكون
-
شورای همیاری اقتصادی دوجانبه · كومكون
-
سوئیسکش
-
انحصار متقابل
-
وابسته
-
(زیست شناسی) همیاری · اصول همکاری · همزیستی · همزیستی دوسویه
-
تعاون · تقابل · دوسره بودن · نیازمندی بهم · همدستی · وابستگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن