ترجمه "myopic" به فارسی
نزدیک بین, وابسته به نزدیک بینی بهترین ترجمه های "myopic" به فارسی هستند.
myopic
adjective
noun
دستور زبان
nearsighted; unable to see distant objects unaided [..]
-
نزدیک بین
He was an unprepossessing man, small and thin, with sandy, sparse hair and myopic brown eyes that costantly blinked.
وی مردی غیر جذاب، کوچک و لاغر اندام با موهای کم پشت خاکستری و چشمان نزدیک بین قهوه ای بود، دایماً پلک میزد.
-
وابسته به نزدیک بینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " myopic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن