ترجمه "myrmidon" به فارسی
(اسطوره ی یونان - هر یک از دلیرانی که در جنگ تروی زیر فرمان آشیل می جنگیدند) مورمدان, فرمانبر از جان گذشته بهترین ترجمه های "myrmidon" به فارسی هستند.
myrmidon
noun
دستور زبان
A soldier or a subordinate civil officer who executes cruel orders of a superior without protest or pity; -- sometimes applied to bailiffs, constables, etc. [..]
-
(اسطوره ی یونان - هر یک از دلیرانی که در جنگ تروی زیر فرمان آشیل می جنگیدند) مورمدان
-
فرمانبر از جان گذشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " myrmidon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Myrmidon
proper
noun
One of a fierce tribe or troop who accompanied Achilles, their king, to the Trojan war. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Myrmidon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Myrmidon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن