ترجمه "myself" به فارسی
خود, (شبیه اسم یا صفت ملکی - ضمیری) خود خودم, (ضمیر بازتابشی - اول شخص مفرد) خودم را بهترین ترجمه های "myself" به فارسی هستند.
(reflexive) Me, as direct or indirect object the speaker as the object of a verb or preposition, when the speaker is also the subject. [from 9th c.] [..]
-
خود
pronounI'd be unhappy, but I wouldn't kill myself.
ناراحت خواهم بود ولی خودم را نخواهم کشت.
-
(شبیه اسم یا صفت ملکی - ضمیری) خود خودم
-
(ضمیر بازتابشی - اول شخص مفرد) خودم را
-
ترجمه های کمتر
- (ضمیر برای تاکید) خودم
- (قوی تر از: I) خود من
- به تمام معنی خودم
- به خودم
- شخصأ، بشخصه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " myself " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alternative letter-case form of [i]myself[/i] often used when speaking as God or another important figure who is understood from context.
"Myself" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Myself در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "myself" با ترجمه به فارسی
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
به جهنم، به درک، به فلانم، چه اهمیتی دارد، مهم نیست، اهمیتی نمی دهم.
-
شخص من · من بشخصه
-
شخص من · من بشخصه