ترجمه "mystic" به فارسی

عارف, مرموز, عارفانه بهترین ترجمه های "mystic" به فارسی هستند.

mystic adjective noun دستور زبان

Of, or relating to mystics, mysticism or occult mysteries; mystical. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عارف

    someone who practices mysticism [..]

    Be an oracle, or a mystic.

    مثلا " یه پیشگو ؛ یا عارف!

  • مرموز

    adjective

    Like those mystic rocks, too, the mystic marked whale remains undecipherable.

    وال هم با نشانههای مرموز خود مانند آن صخرههای اسرار امیز نامکشوف خواهد ماند.

  • عارفانه

  • ترجمه های کمتر

    • عرفانی
    • صوفی
    • جادویی
    • غیبی
    • درویش
    • مستور
    • ارعاب انگیز
    • اعجاب انگیز
    • بهت آور
    • دارای معانی ناآشکار و مرموز
    • دارای نیروی سحرآمیز
    • دارای ویژگی ناآشکار و اسرارآمیز
    • راز و رزانه
    • رجوع شود به mystical
    • شگفت انگیز
    • وابسته به مراسم مذهبی راز گونه و ویژه ی خواص
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mystic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mystic" با ترجمه به فارسی

  • رود میستیک
  • عرفان کوانتومی
  • (نادر) اسرارآمیز · دارای معنی اخلاقی یا نمادین · راز و رزانه · رجوع شود به mystic · صوفیانه · عرفانی · پرمعما
  • استعاره · پوشیدگی
  • (باور یا تفکر) مبهم · تصوف · درهم و برهم · درویشی · راز و رزی · عرفان · ناواضح
  • از روی تصوف · بطور رمزی یااستعاری · بطور پوشیده
اضافه کردن

ترجمه های "mystic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه