ترجمه "mythic" به فارسی
دستانی, اسطوره ای, رجوع شود به mythical بهترین ترجمه های "mythic" به فارسی هستند.
mythic
adjective
دستور زبان
mythical [..]
-
دستانی
-
اسطوره ای
A mythical figure worshipped by the monks who raised my brother.
یه شخصیت اسطوره ای که توسط راهب هایی که برادرم رو بزرگ کردن پرستیده میشه
-
رجوع شود به mythical
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mythic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mythic" با ترجمه به فارسی
-
شخصیت افسانهای
-
جانوران افسانهای
-
اسطوره ای · تخیلی · دستانی · رجوع شود به mythic · غیرواقعی
-
اسطوره ای کردن · تبدیل به اسطوره کردن · دستانی کردن
-
افسانه وار · بطور جعلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن