ترجمه "mythologic" به فارسی

اساطیری, وابسته به اساطیر بهترین ترجمه های "mythologic" به فارسی هستند.

mythologic adjective دستور زبان

(mythology) Of or pertaining to mythology [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اساطیری

    That the victim wasn't murdered, but devoured by a mythological jaguar spirit?

    و اینکه قربانی اصلا کشته نشده و بوسیلهء یک جگوارِ اساطیری ، خورده شده ؟

  • وابسته به اساطیر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mythologic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mythologic" با ترجمه به فارسی

  • اسطورهشناسی تطبیقی
  • اسطوره سان کردن · به صورت اسطوره درآوردن · دستانی کردن · نگاشتن درباره ی اساطیر · گردآوری کردن و رده بندی کردن اسطوره ها
  • اسطوره ای · اسطوره شناسانه · انگاشتی · تخیلی · دستانی · وابسته به اسطوره شناسی · پندارشی
  • اساطیر · اسطوره شناسی · اسطورهشناسی · اسطورگان (کلیه ی اسطوره های یک مردم یا ناحیه یا یک موضوع یا شخص بخصوص) · افسانهشناسی · دستان شناسی · دستان نامه · کتاب اسطوره ها
  • درختان در اسطورهشناسی
  • افسانه شناس · متخصص علم الاساطیر
  • از روی افسانه یا تاریخ اساطیر
  • اسطوره ای · اسطوره شناسانه · انگاشتی · تخیلی · دستانی · وابسته به اسطوره شناسی · پندارشی
اضافه کردن

ترجمه های "mythologic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه