ترجمه "nakedness" به فارسی

برهنگی, سادگی, عورت بهترین ترجمه های "nakedness" به فارسی هستند.

nakedness noun دستور زبان

The state of being naked. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برهنگی

    noun

    state of being naked

    She kicked about, without troubling herself as to her nakedness.

    بیتوجه به برهنگی خود دست و پا میگشود و قدم بر هر طرف مینهاد.

  • سادگی

    noun

    He made nakedness of the mind as sensuous as nakedness of the body.

    سادگی روح و مغز را چون سادگی بدن لذتبخش مییافت.

  • عورت

    noun

    fastening it like a girdle about my middle, to hide my nakedness.

    آن را به جهت ستر عورت مانند کمر بند به کمر بستم.

  • ترجمه های کمتر

    • لختی
    • عریانی
    • آشکاری
    • خرابی
    • بی پردگی
    • بی پوششی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nakedness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "nakedness"

اضافه کردن

ترجمه های "nakedness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه