ترجمه "nap" به فارسی
چرت, پرز, خواب بهترین ترجمه های "nap" به فارسی هستند.
nap
verb
noun
دستور زبان
A short period of sleep, especially one during the day. [..]
-
چرت
nouna short period of sleep, especially during the day
He napped and woke, napped and woke, a hundred times.
به بیت صد بار چرت زد و بیدار شد، چرت زد و بیدار شد.
-
پرز
nouna soft or fuzzy surface on fabric or leather
-
خواب
nounThat was more refreshing than taking a nap.
كه خواب نيمروز طراوت بيشتري به آدم ميده.
-
ترجمه های کمتر
- قیلوله
- پینکی
- (با شانه کاری و غیره) پرز دار کردن
- (فرش و مخمل و غیره) پرز
- آماده نبودن
- بی دقتی کردن
- خواب سبک و کوتاه
- خواب پارچه
- خواب کوتاه
- درست مهیا نشدن
- مخفف : napoleon
- هر سطح نرم و پرز مانند (مثلا پشت چرم)
- پینکی رفتن
- چرت زدن
- چرت کوتاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
NAP
noun
دستور زبان
non-aggression principle
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"NAP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NAP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "nap" با ترجمه به فارسی
-
خواب نیمروز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن