ترجمه "nappy" به فارسی
پوشک, چموش, دستمال بهترین ترجمه های "nappy" به فارسی هستند.
nappy
adjective
verb
noun
دستور زبان
(Australian, New Zealand, UK) An absorbent garment worn by a baby who does not yet have voluntary control of its bladder and bowels or by someone who is incontinent. [..]
-
پوشک
nounI won't live long enough to see her out of nappies.
به اندازه کافی زنده نمی مونم که ببینم دیگه پوشک نمی بنده.
-
چموش
adjective noun -
دستمال
noun
-
ترجمه های کمتر
- نمدی
- کرکدار
- لول
- (انگلیس)
- (انگلیس) رجوع شود به diaper
- (تحقیرآمیز - موی سیاهپوستان) دارای فرهای ریز و درهم فشرده
- (در مورد آبجو) کف آلود
- (پارچه) پرزدار
- ایل (نوعی آبجو کم رنگ)
- بشقاب پیش دستی
- بشقاب کوچک
- خوش طعم و قوی
- دستمال سفره
- نرم و پشمالو
- پوشاک بچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nappy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن