ترجمه "nastiness" به فارسی

کثافت, ناپاکی, زشتی بهترین ترجمه های "nastiness" به فارسی هستند.

nastiness noun دستور زبان

(uncountable) a lack of cleanliness [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کثافت

    they must have put that nastiness there in order to provoke your patience to anger

    این جادوگران این کثافتها را در کلاه خود شما گذاشتهاند تا کاسه صبر شما را لبریز کنند

  • ناپاکی

    Another thing he wondered at in the _Yahoos_, was their strange disposition to nastiness and dirt;

    چیز دیگری که در یاهوها دیده و موجب شگفتی او شده بود میل عجیب آنان به پلیدی و ناپاکی است

  • زشتی

    noun

    The whole sketch stood before him in letters of fire, and in such blaze of illumination he sought vainly for nastiness.

    سراپای طرح کلی داستان با حروفی آتشین در برابرش مجسم شد و در تابش چنین نوری بیهوده به دنبال زشتی میگشت.

  • ترجمه های کمتر

    • بدی
    • بدخواهی
    • لج
    • کینه
    • تهوع آوری
    • نفرت انگیزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nastiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nastiness" با ترجمه به فارسی

  • (بسیار) بد · (بسیار) کثیف · آدم ناخوشایند · بد اخلاق · بدبو · بدجنس · بدخلق · بدقلق · بدمزه · بیزارکننده · تنجش [epinasty] · تندخو · تهوع آور · جانفرسا · خشم آلود · زننده · سخت · شاق · كثيف · مشقت بار · ملوث · نابکار · ناخوشایند · نامطبوع · ناپاک · ناگوار · هرزه · پر درد · پرآزار · پردردسر · پسوند: (گیاه شناسی) تنجشی · چیز ناخوشایند · کثیف
  • (بسیار) بد · (بسیار) کثیف · آدم ناخوشایند · بد اخلاق · بدبو · بدجنس · بدخلق · بدقلق · بدمزه · بیزارکننده · تنجش [epinasty] · تندخو · تهوع آور · جانفرسا · خشم آلود · زننده · سخت · شاق · كثيف · مشقت بار · ملوث · نابکار · ناخوشایند · نامطبوع · ناپاک · ناگوار · هرزه · پر درد · پرآزار · پردردسر · پسوند: (گیاه شناسی) تنجشی · چیز ناخوشایند · کثیف
اضافه کردن

ترجمه های "nastiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه